صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1947

غزل شمارهٔ 1947

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انمن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
سوی بیماران خود شد شاه مه رویان من
گفت ای رخ‌های زرد و زعفرانستان من

My king of moonfaced ones went up to his sick lovers, saying, “O pale cheeks and saffronbed of mine!

22
زعفرانستان خود را آب خواهم داد آب
زعفران را گل کنم از چشمه حیوان من

“I will water my saffronbed, I will convert the saffron to roses with my fountain of life.

33
زرد و سرخ و خار و گل در حکم و در فرمان ماست
سر منه جز بر خط فرمان من فرمان من

“Yellow and red, thorn and rose are at my control and command; set not your head save on the line of my command, my command!

44
ماه رویان جهان از حسن ما دزدند حسن
ذره‌ای دزدیده‌اند از حسن و از احسان من

“The world’s rosefaced ones have stolen beauty from my beauty; they have stolen an atom of my beauty and beneficence.

55
عاقبت آن ماه رویان کاه رویان می شوند
حال دزدان این بود در حضرت سلطان من

“In the end these moonfaced ones are becoming strawfaced; that is the state of thieves in the presence of my King.”

66
روز شد ای خاکیان دزدیده‌ها را رد کنید
خاک را ملک از کجا حسن از کجا ای جان من

Day has come; earthly ones, restore the stolen goods. O my soul, whence come goods for earthly man, and whence beauty?

77
شب چو شد خورشید غایب اختران لافی زنند
زهره گوید آن من دان ماه گوید آن من

When at night the sun has vanished, the stars make boast. Venus says, “Know it is mine”; the moon says, “No, mine.”

88
مشتری از کیسه زر جعفری بیرون کند
با زحل مریخ گوید خنجر بران من

Jupiter produces Ja‘far gold from his purse; Mars says to Saturn, “See my cutting dagger!”

99
وان عطارد صدر گیرد که منم صدرالصدور
چرخ‌ها ملک من است و برج‌ها ارکان من

Mercury takes the high seat—“I am the S.adr al-S.ud¯ur, the heavens are my kingdom, the zodiacs are my pillars!”

1010
آفتاب از سوی مشرق صبحدم لشکر کشد
گوید ای دزدان کجا رفتید اینک آن من

With dawn the sun draws up his army from the east saying, “Thieves, where have you gone? See, it is mine!”

1111
زهره زهره درید و ماه را گردن شکست
شد عطارد خشک و بارد با رخ رخشان من

Venus is terrified, the moon’s neck is broken; Mercury has become dry and cold with my shining face.

1212
کار مریخ و زحل از نور ماهم درشکست
مشتری مفلس برآمد کاه شد همیان من

The business of Mars and Saturn is ruined by our light; Jupiter is bankrupt, saying, “Alas, my purse is gone!”

1313
چون یکی میدان دوانید آفتاب آمد ندا
هان و هان ای بی‌ادب بیرون شو از میدان من

When the sun had run afield, came a cry, “Ho, mannerless one, get out of my field!

1414
آفتاب آفتابم آفتابا تو برو
در چه مغرب فرورو باش در زندان من

“I am the sun of the sun: sun, depart! Sink into the well of the west: enter my prison.

1515
وقت صبح از گور مشرق سر برآر و زنده شو
منکران حشر را آگه کن از برهان من

“At dawn lift your head from the {grave} of the east and come to life; make the deniers of the resurrection aware of my proof.

1616
عید هر کس آن مهی باشد که او قربان او است
عید تو ماه من آمد ای شده قربان من

“Every man’s festival is the month [moon] to which he is a sacrifice; your festival is my month [moon], you who are a sacrifice to me!”

1717
شمس تبریزی چو تافت از برج لاشرقیه
تاب ذات او برون شد از حد و امکان من

When Shams-i Tabr¯ız¯ı shone from the House of not-of-theEast, the glow of his essence surpassed my bounds and potentialities.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

کاشکی از غیر تو آگه نبودی جان من

خود ندانستی به جز تو جان معنی دان من

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1946

اگلی نظم

بانگ آید هر زمانی زین رواق آبگون

آیت انا بنیناها و انا موسعون

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1948

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

سر نمی پیچد ز اشک لاله گون مژگان من

پنجه با دریای آتش می زند مرجان من

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6115

نیست جز لخت جگر چیزی دگر بر خوان من

از پشیمانی دل خود می خورد مهمان من

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6116

خون دشت کربلا می جوشد از مژگان من

داغ زهرا تازه شد در کلبه احزان من

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 33 - این قصیده در مرثیه صبیه و برادر دلبند این کمینه گفته شده

کاشکی از غیر تو آگه نبودی جان من

خود ندانستی به جز تو جان معنی دان من

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1946

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00