پوشیدن نظر ز جهان عین حکمت است
قطع نظر ز خلق کمال بصیرت است
چشمی که باز کردن آن به ز (بستن است)
در عالم مشاهده آن چشم عبرت است
چشم صفا مدار ز گردون ( )
کاین آسیا همیشه پر از گرد کلفت است
بینایی نظر به مقامی نمی رسد
دارالامان مردم آگاه، حیرت است
بی پاس شرع، وضع جهان مستقیم نیست
قانون حفظ صحت عالم، شریعت است
فرمان پذیر شرع چو گشتی به امر و نهی
ناکردنی است هر چه خلاف مروت است
چون هست بر جناح سفر، بهر اعتبار
بال هما صحیفه عنوان دولت است
آگاه را سفیدی مو تازیانه ای است
در دیده های نرم، رگ خواب غفلت است
روی زمین ز سجده اخلاص ساده است
طاعات خلق بیشتر از روی عادت است
بر صبر خود مناز، که دارد فلاخنی
زلفش به کف، که سنگ کمش کوه طاقت است
چرخ وسیع، چشمه سوزن بود (بر او)
در دیده کسی که مقید به ساعت است
رزقش رسید ز عالم بالا به پای خویش
صائب کسی که همچو صدف پاک طینت است
زمین
ای پیر، خاک پای تو نور سعادت است
مقراض توبه تو چو لای شهادت است
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 307
گلکردن هوس ز دل صاف تهمت است
موج و حباب چشمهٔ آیینه حیرت است
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 452
ساقی بیا و باده ده اکنون که فرصت است
مطرب بزن ترانه که فرصت غنیمت است
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 123
آنی که پای تا به سرت عجب طاعت است
شب زنده داریت بتر از خواب غفلت است
عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 45
باد بهار سلسله جنبان صحبت است
موج شراب دام پریزاد عشرت است
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1868
بیداری سیاه دلان عین غفلت است
خوابی که نیست از سر غفلت، عبادت است
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1870
هشیار زیستن نه ز قانون حکمت است
در کارخانه ای که نظامش به غفلت است
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1872
فارسی متن کا ماخذ: گنجور