صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 307

غزل شمارهٔ 307

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: تاست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

ای پیر، خاک پای تو نور سعادت است

مقراض توبه تو چو لای شهادت است

2

هستی تو آن نظام که نون خطاب تو

محراب راست کرده برای عبادت است

3

دید آنکه طلعت تو و بیداریش نبود

هست آن سگی که خفتن صبحش به عادت است

4

تو شمع صبح، شعله شوقی که از تو خاست

زان هر یکی شراره چراغ هدایت است

5

علامه ای که معرفت انبیاش هست

او را به پیش تو محل استفادت است

6

در عهد تو قیام جهان از وجود تست

مانند صورتی که قیامش به مادت است

7

هر یک مرید تو چو هلالی ست از رکوع

هر شب هلال وار ازان در زیادت است

8

بتوان مرید گفت مرید ترا که اوست

آن مردمی که فتنه عین سعادت است

9

امید کز تو واصل گردد چو خرد و پیر

خسرو که بی وصال چو حرف ارادت است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ماییم کافتاب غلام جمال ماست

صد عید نو در ابروی همچون هلال ماست

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 306

اگلی نظم

از لعل آتشین تو دل کان آتش است

زان لعل سوخته ست دل و جان آتش است

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 308

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

گل‌کردن هوس ز دل صاف تهمت است

موج و حباب چشمهٔ آیینه حیرت است

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 452

ساقی بیا و باده ده اکنون که فرصت است

مطرب بزن ترانه که فرصت غنیمت است

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 123

باد بهار سلسله جنبان صحبت است

موج شراب دام پریزاد عشرت است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1868

بیداری سیاه دلان عین غفلت است

خوابی که نیست از سر غفلت، عبادت است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1870

هشیار زیستن نه ز قانون حکمت است

در کارخانه ای که نظامش به غفلت است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1872

پوشیدن نظر ز جهان عین حکمت است

قطع نظر ز خلق کمال بصیرت است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1873

آنی که پای تا به سرت عجب طاعت است

شب زنده داریت بتر از خواب غفلت است

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 45

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور