صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2188

غزل شمارهٔ 2188

شاعر: صائب

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: اننیست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

منظور من آن موی میان است و میان نیست

رزق من ازان تنگ دهان است و دهان نیست

22

فریاد که آن دلبر شیرین سخن از شرم

چون غنچه سراپای زبان است و زبان نیست

33

از بوالعجبیهاست که شیرینی عالم

مستور در آن تنگ دهان است و دهان نیست

44

این با که توان گفت که سررشته جانها

وابسته به آن موی میان است و میان نیست؟

55

فریاد که از بی دهنی درد دل ما

وقوف به تقریر زبان است و زبان نیست

66

نوری که بود روشن ازو دیده عالم

چون مهر جهانتاب عیان است و عیان نیست

77

آن جام جهانی که جهان در طلب اوست

از دیده ادراک نهان است و نهان نیست

88

هر چند که با هم نشود سیر و سکون جمع

در صلب گهر، آب روان است و روان نیست

99

از بی بصری در نظر تنگ خسیسان

یوسف به زر قلب گران است و گران نیست

1010

آن پیر سیه دل که مقید به خضاب است

در چشم خود از جهل جوان است و جوان نیست

1111

این طرفه که صائب دل صد پاره ما را

شیرازه ازان موی میان است و میان نیست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

لب بسته ما بیخبر از راز جهان نیست

بسیار بود حرف کسی را که زبان نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2187

اگلی نظم

بوی سر زلف تو به شیدایی من نیست

آوازه حسن تو به رسوایی من نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2189

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

در هجر توام کار به جز آه و فغان نیست

در پیش توام دان که زبانم به دهان نیست

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 132

آن شیوه که غارت گر صد قافله جان نیست

در سلسله ی حسن تواش نام و نشان نیست

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 142

دل بردن ازین شیوه عیانست و عیان نیست

دانی که مرا بر تو گمانست و گمان نیست

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 97

آن را که بود تیغ زبان بی لب نان نیست

روزی ز دل خود بود آن را که دهان نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2186

لب بسته ما بیخبر از راز جهان نیست

بسیار بود حرف کسی را که زبان نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2187

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور