صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1250

غزل شمارهٔ 1250

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ابنیست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

سنگ راهی شوق را چون چشم سنگین خواب نیست

راه پیما را براقی چون دل بیتاب نیست

22

از عزیزیهای غربت دل نمی گیرد قرار

آب در صلب گهر بی رعشه سیماب نیست

33

برگ از آزادگی بیرون نیارد سرو را

بر دل عارف گران جمعیت اسباب نیست

44

مشکل است از عالم آب آمدن آسان برون

موج این دریا به گیرایی کم از قلاب نیست

55

از خودآرایان، دل روشن طمع کردن خطاست

اخگر دل زنده در خاکستر سنجاب نیست

66

بخت روشنگر شود ز آیینه تاریک سبز

بحر را بر دل غبار از ظلمت سیلاب نیست

77

پرده پوش پای خواب آلود، طرف دامن است

زاهد دلمرده را جایی به از محراب نیست

88

آشنایانند یکسر پرده بیگانگی

فیض در جمعیت احباب چون اسباب نیست

99

می کشد موج می از دل ریشه غم را برون

این نهنگ جان ستان را غیر ازین قلاب نیست

1010

از دل روشن شود نزدیک، منزلهای دور

شبروان را بال پروازی به از مهتاب نیست

1111

پشت ما گرم است از خورشید عالمتاب عشق

دیده ما بر سمور و قاقم و سنجاب نیست

1212

خواب مخمل پرده چشم غلط بینان شده است

ورنه در نی بوریا را غیر شکر خواب نیست

1313

آه صائب کز لب میگون آن بیدادگر

عشقبازان را به جز خمیازه فتح الباب نیست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

در حقیقت پرتو منت کم از سیلاب نیست

کلبه تاریک ما را حاجت مهتاب نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1249

اگلی نظم

عالم اسباب غیر از پرده های خواب نیست

دیده بیدار دل بر عالم اسباب نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1251

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

خم تهی گشت و هنوزم جان ز می سیراب نیست

خون تو هست آخر، ای دل، گر شراب ناب نیست

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 379

برگ و سازم جز هجوم‌گریهٔ بیتاب نیست

خانهٔ چشمی که من دارم کم از گرداب نیست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 743

بی‌رخت در چشمهٔ آیینه خاک است آب نیست

چشم مخمل را ز شوق پای‌بوست خواب نیست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 744

جمع باشید ای حریفان زانک وقت خواب نیست

هر حریفی کو بخسبد والله از اصحاب نیست

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 393

نیست چشمی کز فروغ روی او پر آب نیست

بخل در سرچشمه خورشید عالمتاب نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1248

در حقیقت پرتو منت کم از سیلاب نیست

کلبه تاریک ما را حاجت مهتاب نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1249

عالم اسباب غیر از پرده های خواب نیست

دیده بیدار دل بر عالم اسباب نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1251

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور