صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 744

غزل شمارهٔ 744

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ابنیست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

بی‌رخت در چشمهٔ آیینه خاک است آب نیست

چشم مخمل را ز شوق پای‌بوست خواب نیست

2

بعد کشتن خون ما رنگ است در پرواز شوق

آب و خاک بسملت از عالم سیماب نیست

3

شوخی مهتاب و تمکین کتان پر ظاهر است

بر بنای صبر ما شوقت کم از سیلاب نیست

4

کی تواند آینه عکس ترا در دل نهفت

ضبط این گوهر به چنگ سعی هر گرداب نیست

5

سایه را آیینهٔ خورشید بودن مشکل است‌

خود به خود در جلوه باش اینجا کسی را تاب نیست

6

خرقه از لخت جگر چون غنچه در بر کرده‌ایم

در دیار ما قماش دل درستی‌ باب نیست

7

ای حباب از سادگی دست دعا بالا مکن

در محیط عشق جز موج خطر محراب نیست

8

برگ‌برگ این گلستان پرده‌دار غفلت است

غنچهٔ بیدار اگر گل گشت گل بی‌خواب نیست

9

دور نبود گر فلک پیچد به خویش از ناله‌ام

دود را از شعله حاصل غیر پیچ و تاب نیست

10

تا توانی چون نسیم آزادگی از کف مده

آشنای رنگ جمعیت گل اسباب نیست

11

از فروغ این شبستان دست باید شست و بس

آب گردیده‌ست سامان طرب مهتاب نیست

12

بیدل از احباب دنیا چشم سرسبزی مدار

کشت این شطرنج‌بازان دغل سیراب نیست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

برگ و سازم جز هجوم‌گریهٔ بیتاب نیست

خانهٔ چشمی که من دارم کم از گرداب نیست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 743

اگلی نظم

جز‌خون‌دل ز نقد سلامت به دست نیست

خط امان شیشه به غیر از شکست نیست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 745

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

خم تهی گشت و هنوزم جان ز می سیراب نیست

خون تو هست آخر، ای دل، گر شراب ناب نیست

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 379

جمع باشید ای حریفان زانک وقت خواب نیست

هر حریفی کو بخسبد والله از اصحاب نیست

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 393

نیست چشمی کز فروغ روی او پر آب نیست

بخل در سرچشمه خورشید عالمتاب نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1248

در حقیقت پرتو منت کم از سیلاب نیست

کلبه تاریک ما را حاجت مهتاب نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1249

سنگ راهی شوق را چون چشم سنگین خواب نیست

راه پیما را براقی چون دل بیتاب نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1250

عالم اسباب غیر از پرده های خواب نیست

دیده بیدار دل بر عالم اسباب نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1251

برگ و سازم جز هجوم‌گریهٔ بیتاب نیست

خانهٔ چشمی که من دارم کم از گرداب نیست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 743

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور