زمین
خارج آهنگی ندارد سبحه و زنار ما
میدود مرکز همان سر بر خط پرگار ما
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 193
سخت موهوم است نقش پردهٔ اظهار ما
حیرت است آیینهدار پشت و روی کار ما
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 194
کار ما جز فکر مردن نیست دور از یار ما
وه که یار ما ندارد هیچ فکر کار ما
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 69
پردهی دیگر مزن جز پردهی دلدار ما
آن هزاران یوسف شیرینِ شیرینکار ما
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 136
تحفهٔ مرهم نگیرد سینهٔ افکار ما
سایهٔ گل برنتابد گوشهٔ دستار ما
عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 24
گر بیایی مست ناگاه از در گلزار ما
گل ز بالیدن رسد تا گوشه دستار ما
غالب دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 27
طاعت ما نیست غیر از ورزش پندار ما
هست استغفار ما محتاج استغفار ما
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 16
بر فلک تابد مسیحا رشته زنار ما
بر زمین منصور افرازد ستون دار ما
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 17
در گذر ای آسمان از وادی آزار ما
شیشه خود را مزن بر سنگ بی زنهار ما
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 246
از ملامتگر نیندیشد دل افگار ما
شور محشر خنده کبکی است در کهسار ما
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 248