صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3620

غزل شمارهٔ 3620

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اناید

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

چون قلم بر سر غمنامه هجران آید

دل به جان، آه به لب، اشک به مژگان آید

2

گر شب هجر سیاهی شود و آه قلم

نامه شوق محال است به پایان آید

3

موج ساکن نشود قلزم بی پایان را

سخن شوق به پایان به چه عنوان آید؟

4

تا نیفتد به دو چشم تو مرا چشم، دگر

چه خیال است مرا خواب به مژگان آید؟

5

مژده وصل مگر مانع رفتن گردد

خسته ای را که ز هجر تو لب جان آید

6

چون گل از دست نگارین تو چون یاد کنم

چاکم از سینه جلوریز به دامان آید

7

کشت امید مرا ابر بهار دگرست

قاصدی کز سر کویت عرق افشان آید

8

گر بداند که چه خون می خورم از تنهایی

دل شب بر سر من مست و غزلخوان آید

9

چه نظر بر دل صد پاره ما خواهد کرد؟

لاله رویی که خراجش ز گلستان آید

10

گریه ای سر کنم از درد که آن سرو روان

همره قافله اشک به دامان آید

11

چشم یعقوب مرا پیرهن بینایی است

هر غباری که ز کوی تو خرامان آید

12

خنده شیشه می بر تو گران می آید

به چه امید کسی بر سر افغان آید

13

چه بهشتی است که تا پای در آن کوی نهم

یارم از خانه برون دست و گریبان آید

14

از غریبی دل من باز نیاید صائب

مگر آن روز که یارم به صفاهان آید

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چشم دارم که مه نو سفرم باز آید

روشنی بخش چراغ نظرم باز آید

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3619

اگلی نظم

بوی دل از نفس باد صبا می‌آید

می‌توان یافت کز آن زلف دوتا می‌آید

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3621

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آخر این تیره شب هجر به پایان آید

آخر این درد مرا نوبت درمان آید

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 113

یا رب، این بوی خوش ز گلستان آید؟

یا ز باغ ارم و روضهٔ رضوان آید

عراقی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 9 - ایضاله

هر که را دانهٔ نار تو به دندان آید

هر دم از چشمهٔ خضرش مدد جان آید

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 354

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور