صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 6986

غزل شمارهٔ 6986

شاعر: صائب

وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

قافیہ: ری

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

در نظر هر که داد عشق تواش سروری

ملک سلیمان بود حلقه انگشتری

2

چون به چمن بگذرد شعله رعنای تو

سرو به بر می کند جامه خاکستری

3

در نظر اهل دید خار کند گلشنی

در جگر قانعان قطره کند کوثری

4

خنده او چون گره واکند از کار شرم

پای گذارد به کوه خنده کبک دری

5

هر کف خاک مرا شورش دیگر بود

پیکر منصور را نیست غم بی سری

6

دامن خورشید را زود تواند گرفت

هر که چو شبنم بود در پی گردآوری

7

رفت سلامت برون آخر ازین سنگلاخ

آینه ما نداشت طالع اسکندری

8

ز اطلس و دیبای چرخ صائب بهتر بود

اخگر دل زنده را جامه خاکستری

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هر چند که مهر شرم بر درج دهن داری

چون غنچه به زیر لب صد رنگ سخن داری

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6985

اگلی نظم

خاک سیه روز را شمع شبستان تویی

نه صدف چرخ را گوهر رخشان تویی

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6987

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

گر چه سعادت بسی ست در فلک مشتری

دزد حوادث هم است از پی انگشتری

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1868

جان و جهان می‌روی جان و جهان می‌بری

کان شکر می‌کشی با شکران می‌خوری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3015

ای تو ز خوبی خویش آینه را مشتری

سوخته باد آینه تا تو در او ننگری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3018

گرد رخت صف زده لشکر دیو و پری

ملک سلیمان تراست گم مکن انگشتری

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 183 - در مدح بهرامشاه

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور