صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1264

غزل شمارهٔ 1264

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ارنیست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 17

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

رحمت ایزد نصیب مردم هشیار نیست

پیش ارباب کرم جرمی چو استغفار نیست

2

ریشه کرده است آشیان ما چو سنبل در چمن

بلبل ما را هوای رفتن از گلزار نیست

3

بوته خاری چو مجنون افسر خود می کنند

شعله مغزان را سری با پیچش دستار نیست

4

زلف از بی رویی خط دست ازان رخسار داشت

هیچ شمشیری بتر از حرف پهلودار نیست

5

غیر صائب کز نوا در پیش دارد چرخ را (کذا)

بلبل خوش نغمه ای امروز در گلزار نیست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گر نمی جوشیم با می از سر انکار نیست

غفلت سرشار ما را باعثی در کار نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1263

اگلی نظم

کوه غم بر خاطر آزادمردان بار نیست

سایه ابر سبکرو بر گلستان بار نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1265

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آفت دینِ مسلمانی جز آن عیار نیست

تشنهٔ خون مسلمانان جز آن خون‌خوار نیست

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 190

بی‌ادب بنیاد هستی عافیت دربار نیست

غیرضبط خود شکست موج را معمارنیست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 750

خواب را‌در دیدهٔ حیران عاشق بار نیست

خانهٔ خورشید را با فرش مخمل‌کار نیست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 751

دیدهٔ حیرت نگاهان را به مژگان ‌کار نیست

خانهٔ آیینه در بندِ در و دیوار نیست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 752

رنگ‌عجزم لیک با وضع‌ خموشم ‌کار نیست

در شکست بال دارم ناله‌گر منقار نیست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 753

در ره معشوق ما ترسندگان را کار نیست

جمله شاهانند آن جا بندگان را بار نیست

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 396

ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست

گر امید وصل باشد همچنان دشوار نیست

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 117

زین پسم با دیو مردم پیکر و پیکار نیست

گر بمانم زنده دیگر با غرورم کار نیست

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 31

عشق ناوک ریز و یک مویم تهی از یار نیست

باورم باید که هر مویی ز یار افگار نیست

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 39

عشق را اندر دو عالم هیچ پذرفتار نیست

چون گذشتی از دو عالم هیچکس را بار نیست

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 106

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور