گر هیمه عود گردد و گر سنگ در شود
مشنو که چشم آدمی تنگ پر شود
زمین
ناگاه پیش ازان که کسی را خبر شود
آن بیوفای عهد شکن را سفر شود
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 867
عشقت نه سرسریست که از دل به در شود
مهرت نه عارضیست که جای دگر شود
حافظاشعار منتسبشمارهٔ 32
ترسم که اشک در غمِ ما پردهدر شود
وین رازِ سر به مُهر به عالَم سَمَر شود
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 226
آنجا که خنده لعل ترا پرده در شود
طوطی چو مغز پسته در شکر شود
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4261
دل چون کمال یافت سخن مختصر شود
لب وا نمی کند چو صدف پر گهر شود
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4262
از نور وحدت آن که دلش بهره ور شود
کی از هجوم ذره پریشان نظر شود
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4263
پهلوی چرب، دشمن روشن گهر شود
ماه تمام، دنبه گداز از نظر شود
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4264
فارسی متن کا ماخذ: گنجور