صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »مواعظ
  3. »قصاید
  4. »قصیدهٔ شمارهٔ 10 - در نصیحت و ستایش

قصیدهٔ شمارهٔ 10 - در نصیحت و ستایش

شاعر: سعدی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 20

صنف: قصیده

صداکاران: فاطمه زندی، حمیدرضا محمدی
Toggle stanza 1
11
جهان بر آب نهاده‌ست و زندگی بر باد
غلام همّت آنم که دل بر او ننهاد
22
جهان نماند و خرّم روان آدمیی
که باز ماند از او در جهان به نیکی یاد
33
سرای دولت باقی نعیم آخرت است
زمین سخت نگه کن چو می‌نهی بنیاد
44
کدام عیش در این بوستان؟ که باد اجل
همی برآورد از بیخ قامت شمشاد
55
وجود عاریتی خانه‌ایست بر ره سیل
چراغ عمر نهاده‌ست بر دریچهٔ باد
66
بسی برآید و بی ما فرو رود خورشید
بهارگاه و خزان باشد و دی و مرداد
77
بر این چه می‌گذرد دل منه که دجله بسی
پس از خلیفه بخواهد گذشت در بغداد
88
گرت ز دست برآید چو نخل باش کریم
ورت ز دست نیاید چو سرو باش آزاد
99
نگویمت به تکلّف فلان دولت و دین
سپهر مجد و معالی جهان دانش و داد
1010
یکی دعا کنمت بی‌رعونت از سر صدق
خدات در نفس آخرین بیامرزاد
1111
تو آن برادر صاحبدلی که مادر دهر
به سالها چو تو فرزند نیکبخت نزاد
1212
به روزگار تو ایام دست فتنه ببست
به یمن تو در اقبال بر جهان بگشاد
1313
دلیل آنکه تو را از خدای نیک افتد
بس است خلق جهان را که از تو نیک افتاد
1414
بسی به دیدهٔ حسرت ز پس نگاه کند
کسی که برگ قیامت ز پیش نفرستاد
1515
همین نصیحت من پیش گیر و نیکی کن
که دانم از پس مرگم کنی به نیکی یاد
1616
نداشت چشم بصیرت که گرد کرد و نخورد
ببرد گوی سعادت که صرف کرد و بداد
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بناز ای خداوند اقبال سرمد

به بخت همایون و تخت ممهد

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 9 - در ستایش اتابک محمد

اگلی نظم

چو مرد رهرو اندر راه حق ثابت‌قدم گردد

وجود غیر حق در چشم توحیدش عدم گردد

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 11 - در ستایش حضرت رسول (ص)

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چو کارهای جهان است جمله بی بنیاد

حکیم در وی ننهاد کارها بنیاد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 952

ز درد یأس ندانم کجا کنم فریاد

قفس شکسته‌ام و آشیان نمانده به یاد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 911

خوش آن که شد به دلی از مضیق حرص آزاد

مقیم کنج قناعت درین خراب آباد

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 143

اگر ز کوی تو بویی به من رساند باد

به مژده جان و جهان را به باد خواهم داد

حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 118 - در اصل از آن عبدالمجید تبریزی شاعر پیشکسوت حافظ

شراب و عیش نهان چیست؟ کارِ بی‌بنیاد

زدیم بر صفِ رندان و هر چه بادا باد

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 101

به عهد سلطنت شاه شیخ ابواسحاق

به پنج شخص عجب ملک فارس بود آباد

حافظ»قطعات»قطعه شمارهٔ 7

جهان به کام خداوند باد و دیر زیاد

بر او به هیچ حوادث زمانه دست مداد

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 27

چو کارزار کند شاه روم با شمشاد

چگونه گردم خرم چگونه باشم شاد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 918

هزار جان مقدس فدای روی تو باد

که در جهان چو تو خوبی کسی ندید و نزاد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 928

ز عشق آن رخ خوب تو ای اصول مراد

هر آن که توبه کند توبه‌اش قبول مباد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 929

مزید تلاش کریں
◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00