سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 11 - در ستایش حضرت رسول (ص)قصیدهٔ شمارهٔ 11 - در ستایش حضرت رسول (ص)شاعر: سعدیوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: مگرددصنف: قصیدهصداکار: حمیدرضا محمدیآڈیوحمیدرضا محمدیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوحمیدرضا محمدیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچو مرد رهرو اندر راه حق ثابتقدم گرددوجود غیر حق در چشم توحیدش عدم گردد2نقل کریںکمر بندد قلمکردار سر در پیش و لب بر همبه هر حرفی که پیش آید به تارک چون قلم گردد3نقل کریںز چوگان ملامت نادر آن کس روی برتابدکه در راه خدا چون گوی سر تا سر قدم گردد4نقل کریںسم یکران سلطان را در این میدان کسی بیندکه پیشانی کند چون میخ و همچون نعل خم گردد5نقل کریںتو خواهی نیک و خواهی بد کن امروز ای پسر کاینجاعمل گر بد بود ور نیک بر عامل رقم گردد6نقل کریںمبین کز ظلمِ جباری، کمآزاری ستم بیندستمگر نیز روزی کشتهٔ تیغ ستم گردد7نقل کریںدر این گرداب بیپایان منه بار شکم بر دلکه کشتی روز طوفان غرقه از بار شکم گردد8نقل کریںبه سعی ای آهنین دل مدتی باری بکش کآهنبه سعی آیینهٔ گیتینما و جام جم گردد9نقل کریںتکاپوی حرم تا کی، خیال از طبع بیرون کنکه محرم گر شوی، ذاتت حقایق را حرم گردد10نقل کریںکبایر سهمگین سنگیست در ره مانده مردم راچنین سنگی مگر دایر به سیلاب ندم گردد11نقل کریںغمی خور کان به شادیهای بیاندازه انجامدچو بیعقلان مرو دنبال آن شادی که غم گردد12نقل کریںخداوندان فتح ملک و کسر دشمنان را گویبر ایشان چون بگشت احوال، بر ما نیز هم گردد13نقل کریںدلت را دیدهها بردوز تا عین الیقین گرددتنت را زخمها برگیر تا کنز الحکم گردد14نقل کریںدرونت حرص نگذارد که زر بر دوستان پاشیشکم خالی چو نرگس باش تا دستت درم گردد15نقل کریںخداوندا گر افزایی بدین حکمت که بخشیدیمرا افزون شود بیآنکه از ملک تو کم گردد16نقل کریںفتاد اندر تن خاکی، ز ابر بخششت قطرهمدد فرما به فضل خویش تا این قطره یم گردد17نقل کریںامید رحمتست آری خصوص آن را که در خاطرثنای سید مرسل نبی محترم گردد18نقل کریںمحمد کز ثنای فضل او بر خاک هر خاطرکه بارد قطرهای در حال دریای نعم گردد19نقل کریںچو دولت بایدم تحمید ذات مصطفی گویمکه در دریوزه صوفی گرد اصحاب کرم گردد20نقل کریںزبان را درکش ای سعدی ز شرح علم او گفتنتو در علمش چه دانی باش تا فردا علم گردد21نقل کریںاگر تو حکمت آموزی به دیوان محمد روکه بوجهل آن بود کو خود به دانش بوالحکم گردد22نقل کریںز قعر جاودانی رست و صاحب مال دنیا شدهر آن درویش صاحبدل کز این در محتشم گردد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمجهان بر آب نهادهست و زندگی بر بادغلام همّت آنم که دل بر او ننهادسعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 10 - در نصیحت و ستایشاگلی نظمفضل خدای را که تواند شمار کرد؟یا کیست آنکه شکر یکی از هزار کرد؟سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 12 - توحیدآڈیوصداکار منتخب کریںحمیدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمجهان بر آب نهادهست و زندگی بر بادغلام همّت آنم که دل بر او ننهادسعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 10 - در نصیحت و ستایش
اگلی نظمفضل خدای را که تواند شمار کرد؟یا کیست آنکه شکر یکی از هزار کرد؟سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 12 - توحید