صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »مواعظ
  3. »قصاید
  4. »قصیدهٔ شمارهٔ 39 - بازگردیدن پادشاه اسلام از سفر عراق

قصیدهٔ شمارهٔ 39 - بازگردیدن پادشاه اسلام از سفر عراق

شاعر: سعدی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: یدیم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: قصیده

صداکاران: فاطمه زندی، زهرا ذوالقدر
Toggle stanza 1
11
المنةلله که نمردیم و بدیدیم
دیدار عزیزان و به خدمت برسیدیم
22
در رفتن و بازآمدن رایت منصور
بس فاتحه خواندیم و به اخلاص دمیدیم
33
تا بار دگر دمدمهٔ کوس بشارت
وآوای درای شتران باز شنیدیم
44
چون ماه شب چارده از شرق برآمد
رویی که در آن ماه چو نو می‌طلبیدیم
55
شکر شکر عافیت از کام حلاوت
امروز بگفتیم که حنظل بچشیدیم
66
در سایهٔ ایوان سلامت ننشستیم
تا کوه و بیابان مشقت نبریدیم
77
وقتست به دندان لب مقصود گزیدن
آن شد که به حسرت سرانگشت گزیدیم
88
دست فلک آن روز چنان آتش تفریق
در خرمن ما زد که چو گندم بتپیدیم
99
المنةلله که هوای خوش نوروز
باز آمد و از جور زمستان برهیدیم
1010
دشمن که نمی‌خواست چنین روز بشارت
همچون دهلش پوست به چوگان بدریدیم
1111
سعدی ادب آنست که در حضرت خورشید
گوییم که ما خود شب تاریک ندیدیم
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

خدای را چه توان گفت شکر فضل و کرم

بدین نظر که دگرباره کرد بر عالم

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 38 - در تهنیت اتابک مظفرالدین سلجوقشاه ابن سلغر

اگلی نظم

جهان بگشتم و آفاق سر به سر دیدم

به مردمی که گر از مردمی اثر دیدم

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 40

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

خیزید مخسپید که نزدیک رسیدیم

آواز خروس و سگ آن کوی شنیدیم

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1480

از شهر تو رفتیم تو را سیر ندیدیم

از شاخ درخت تو چنین خام فتیدیم

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1490

خلقان همه نیکند جز این تن که گزیدیم

که از سفهش بس سر انگشت گزیدیم

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1491

ما فرش بزرگی به جهان باز کشیدیم

صد گونه شراب از کف اقبال چشیدیم

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 135 - این قطعه را بر گور نظام الملک محمد نوشتند

از ناله نی راز دل عشق شنیدیم

زین کوچه به سر منزل مقصود رسیدیم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5927

چندان که چو خورشید به آفاق دویدیم

ما پیر به روشندلی صبح ندیدیم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5928

دردا که درین بادیه بسیار دویدیم

در خود برسیدیم و بجایی نرسیدیم

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 607

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00