شاعر: سعدی
دیوار چه حاجت که مُنقَّش باشد
یا عود و شکر بر سر آتش باشد؟
دانی که به عیش ما چه در میباید؟
این مطرب اگر نمیزند خوش باشد
زمین
بوی دم مقبلان چو گل خوش باشد
بدبخت چو خار تیز و سرکش باشد
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 589
دشنام که از لب تو مهوش باشد
چون لعل بود که اصلش آتش باشد
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 690
دشنام که از لب تو مهوش باشد
دری شمرم کش اصل از آتش باشد
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 145
گیرم که تو را شوخی آتش باشد
با نقش و نگار عالمت خوش باشد
عرفیرباعیهارباعی شمارهٔ 111
فارسی متن کا ماخذ: گنجور