شاعر: سعدی
دوش گفتم ز عشق توبه کنم
که گَه ِ رفتن از جهان آمد
توبه کردم ازین سخن، که مرا
یاد آن یار دلستان آمد
بر زبان نام کون او بردم
کیر را آب بر دهان آمد
زمین
ملکا، جشن مهرگان آمد
جشن شاهان و خسروان آمد
رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 35 - جشن مهرگان
گل دگر ره به گلستان آمد
وارهٔ باغ و بوستان آمد
رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 36
هین که هنگام صابران آمد
وقت سختی و امتحان آمد
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 984
کارم از عشق تو به جان آمد
دلم از درد در فغان آمد
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 274
فارسی متن کا ماخذ: گنجور