صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 984

غزل شمارهٔ 984

شاعر: رومی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: انامد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
هین که هنگام صابر‌ان آمد
وقت سختی و امتحان آمد

Take heed, for the time of men of fortitude has come, the hour of hardship and testing has come.

22
این چنین وقت عهد‌ها شکنند
کارد چون سوی استخوان آمد

In such a time covenants are broken, when the knife reaches to the bone.

33
عهد و سوگند سخت سست شود
مرد را کار چون به جان آمد

Covenants and oaths become very weak when the affairs of a man threaten his life.

44
هله ای دل تو خویش سست مکن
دل قوی کن که وقت آن آمد

Ha, my heart, do not make yourself weak; make your heart strong, for the time for that has come.

55
چون زر سرخ اندر آتش خند
تا بگویند زر کان آمد

Laugh like red gold in the fire, that men may say, “The gold of the mine has come.”

66
گرم خوش رو به پیش تیغ اجل
بانگ برزن که پهلوان آمد

Eager and cheerful before the sword of doom, cry aloud, “The champion has come.”

77
با خدا باش و نصرت از وی خواه
که مدد‌ها ز آسمان آمد

Be with God and pray to Him for help, for replenishment has come from heaven.

88
ای خدا آستین فضل فشان
چونکه بنده بر آستان آمد

O God, shake the sleeve of bounty, since Your servant has come to the threshold.

99
چون صدف ما دهان گشادستیم
که‌ابر فضل تو درفشان آمد

Like an oyster shell we have our mouths open, for the cloud of Your pearl-scattering grace has come.

1010
ای بسا خار خشک کز دل او
در پناه تو گلستان آمد

Many a dry thorn there is out of whose heart a rosegarden has emerged in Your protection.

1111
من نشان کرده‌ام تو را که ز تو
دلخوشی‌های بی‌نشان آمد

I have pointed to You, because from You signless joys have come.

1212
وقت رحم است و وقت عاطفت است
که مرا زخم بس گران آمد

It is the time of compassion and sympathy, for a very heavy blow has come upon me.

1313
ای ابابیل هین که بر کعبه
لشکر و پیل بی‌کران آمد

Ab¯ab¯ıl! Take heed, for the army of the Elephant without bounds has come against the Kaaba.

1414
عقل گوید مرا خمش کن بس
که خداوند غیب‌دان آمد

Reason says to me, “Be silent! Enough; for God who knows the Unseen has come.”

1515
من خمش کردم ای خدا لیکن
بی‌من از خان من فغان آمد

I held my peace, O God; but without my will lamentation mounted up from my soul.

1616
ما رمیت اذ رمیت هم ز خداست
تیر ناگه کز این کمان آمد

Thou threwest not when thou threwest is also of God—the arrow which suddenly came from this bow.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هر کی در ذوق‌ِ عشق دنگ آمد

نیک فارغ ز نام و ننگ آمد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 983

اگلی نظم

هر که بهر تو انتظار کند

بخت و اقبال را شکار کند

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 985

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ملکا، جشن مهرگان آمد

جشن شاهان و خسروان آمد

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 35 - جشن مهرگان

گل دگر ره به گلستان آمد

وارهٔ باغ و بوستان آمد

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 36

دوش گفتم ز عشق توبه کنم

که گَه ِ رفتن از جهان آمد

سعدی»خبیثات و مجالس الهزل»خبیثات»شمارهٔ 20

کارم از عشق تو به جان آمد

دلم از درد در فغان آمد

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 274

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00