Whoever slays a bad fellow saves mankind from a calamity and him from the wrath of God.
Condonation is laudable but nevertheless Apply no salve to the wound of an oppressor of the people. He who had mercy upon a serpent Knew not that it was an injury to the sons of Adam.
زمین
شدم در گوشه میخانه محرم
گرفتم گوشه ای از جمله عالم
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 304
چنان مست است از آن دم جان آدم
که نشناسد از آن دم جان آدم
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1500
یکی مطرب همیخواهم در این دم
که نشناسد ز مستی زیر از بم
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1505
خداوندا مده آن یار را غم
مبادا قامت آن سرو را خم
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1514
چنان مستم چنان مستم من این دم
که حوا را بنشناسم ز آدم
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1542
چو دانستم که گردندهست عالم
نیاید مرد را بنیاد محکم
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 251
مسلم کن دل از هستی مسلم
دمادم کش قدح اینجا دمادم
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 254
زهی پشت و پناه هر دو عالم
سر و سالار فرزندان آدم
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 110
عزیزی گفت من عمری درین کار
بعقد و جد در بودم گرفتار
عطاراسرارنامهبخش چهاردهمبخش 6 - الحکایه و التمثیل
یکی گفتهست از اهل سلامت
که گر رسوا شود خلق قیامت
عطارالهی نامهبخش سیزدهم(2) حکایت