صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 554

غزل شمارهٔ 554

شاعر: سعدی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ری

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 20

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11
کس درنیامده‌ست بدین خوبی از دری
دیگر نیاورد چو تو فرزند مادری
22
خورشید اگر تو روی نپوشی فرو رود
گوید دو آفتاب نباشد به کشوری
33
اول منم که در همه عالم نیامده‌ست
زیباتر از تو در نظرم هیچ منظری
44
هرگز نبرده‌ام به خرابات عشق راه
امروزم آرزوی تو در داد ساغری
55
یا خود به حسن روی تو کس نیست در جهان
یا هست و نیستم ز تو پروای دیگری
66
بر سرو قامتت گل و بادام روی و چشم
نشنیده‌ام که سرو چنین آورد بری
77
رویی که روز روشن اگر برکشد نقاب
پرتو دهد چنان که شب تیره اختری
88
همراه من مباش که غیرت برند خلق
در دست مفلسی چو ببینند گوهری
99
من کم نمی‌کنم سر مویی ز مهر دوست
ور می‌زند به هر بن موییم نشتری
1010
روزی مگر به دیده سعدی قدم نهی
تا در رهت به هر قدمت می‌نهد سری
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سرو بستانی تو یا مه یا پری

یا ملک یا دفتر صورتگری

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 553

اگلی نظم

گر برود به هر قدم در ره دیدنت سری

من نه حریف رفتنم از در تو به هر دری

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 555

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مردانه می کشد به جفایم ستمگری

تا میرم و دگر ندهم دل به دیگری

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1952

دقیقی - رحمه الله تعالی - از شعرای ماتقدم است و ابتدای شاهنامه او کرده است و بیست هزار بیت کمابیش گفته و فردوسی آن را به اتمام رسانیده و از جمله سخنان وی است این دو بیت:

یاری گزیدم از همه مردم پری نژاد

جامی»بهارستان»روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)»بخش 3 - دقیقی

خوش کرد یاوری فلکت روز داوری

تا شکر چون کنی و چه شکرانه آوری

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 451

هر روز بامداد به آیین دلبری

ای جان جان جان به من آیی و دل بری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2975

شد جادوی حرام و حق از جادوی بری

بر تو حرام نیست که محبوب ساحری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2976

هر روز بامداد درآید یکی پری

بیرون کشد مرا که ز من جان کجا بری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2977

ای دل ز بامداد تو بر حال دیگری

وز شور خویش در من شوریده ننگری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2978

جان خاک آن مهی که خداش است مشتری

آن کس ملک ندید و نه انسان و نی پری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2990

ای عشق پرده در که تو در زیر چادری

در حسن حوریی تو و در مهر مادری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2991

ای بس فراز و شیب که کردم طلب گری

گه لوح دل بخواندم و گه نقش کافری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2992

مزید تلاش کریں
◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00