صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 486

غزل شمارهٔ 486

شاعر: سعدی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: اه

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11
آن سرو ناز بین که چه خوش می‌رود به راه
وآن چشم آهوانه که چون می‌کند نگاه
22
تو سرو دیده‌ای که کمر بست بر میان؟!
یا ماه چارده که به سر برنهد کلاه؟!
33
گل با وجود او چو گیاه است پیش گل
مه پیش روی او چو ستاره‌ست پیش ماه
44
سلطان‌صفت همی‌رود و صد هزار دل
با او چنان که در پی سلطان رود سپاه
55
گویند از او حذر کن و راه گریز گیر
گویم کجا روم که ندانم گریزگاه
66
اول نظر که چاه زنخدان بدیدمش
گویی در اوفتاد دل از دست من به چاه
77
دل خود دریغ نیست که از دست من برفت
جان عزیز بر کف دست است گو بخواه
88
ای هر دو دیده پای که بر خاک می‌نهی
آخر نه بر دو دیده من به که خاک راه
99
حیف است از آن دهن که تو داری جواب تلخ
وآن سینه سفید که دارد دل سیاه
1010
بیچارگان بر آتش مهرت بسوختند
آه از تو سنگدل که چه نامهربانی آه
1111
شهری به گفت‌و‌گوی تو در تنگنای شوق
شب روز می‌کنند و تو در خواب صبحگاه
1212
گفتم بنالم از تو به یاران و دوستان
باشد که دست ظلم بداری ز بی‌گناه
1313
بازم حفاظ دامن همت گرفت و گفت
از دوست جز به دوست مبر سعدیا پناه
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای طراوت برده از فردوس اعلی روی تو

نادر است اندر نگارستان دُنیی روی تو

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 485

اگلی نظم

پنجه با ساعد سیمین که نیندازی به

با توانای معربد نکنی بازی به

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 487

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

طوبی لروضة سجدت ارضها الجباه

بشری لسدة لثمت تربها الشفاه

جامی»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 17

برخوان لاجورد درین طرفه خانقاه

از بهر شام و چاشت دو قرصند مهر و ماه

جامی»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 18

ای ترک نازنین بشکن گوشه کلاه

آشوب جان شاه شو و فتنه سپاه

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 267

بر طرف ماه زلف تو آمد شب سیاه

اینست آن شبی که به است از هزار ماه

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 417

اینک سوار می رسد آن ترک کج کلاه

خلقی نهاده روی تظلم به خاک راه

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 839

من موی خویش را نه از آن می‌کنم سیاه

تا باز نوجوان شوم و نو کنم گناه

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 105

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00