صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 168

غزل شمارهٔ 168

شاعر: سعدی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ردارد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11
کس این کند که دل از یار خویش بردارد؟
مگر کسی که دل از سنگ سخت‌تر دارد
22
که گفت: «من خبری دارم از حقیقت عشق؟»
دروغ گفت گر از خویشتن خبر دارد
33
اگر نظر به دو عالم کند حرامش باد
که از صفای درون با یکی نظر دارد
44
هَلاک ما به بیابان عشق خواهد بود
کجاست مرد که با ما سر سفر دارد؟
55
گر از مقابله شیر آید، از عقب شمشیر
نه عاشق‌ست که اندیشه از خطر دارد
66
و گر بهشت مُصَوَّر کنند عارف را
به غیر دوست نشاید که دیده بردارد
77
از آن متاع که در پای دوستان ریزند
مرا سری‌ست؛ ندانم که او چه سر دارد
88
دریغ! پای که بر خاک می‌نهد معشوق
چرا نه بر سر و بر چشم ما گذر دارد؟
99
عوام عیب کنندم که عاشقی همه عمر
کدام عیب؟ که سعدی خود این هنر دارد
1010
نظر به روی تو انداختن حرامش باد
که جز تو در همه عالم کسی دگر دارد
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گر از جفای تو روزی دلم بیازارد

کمند شوق کشانم به صلح باز آرد

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 167

اگلی نظم

تو را ز حال پریشان ما چه غم دارد

اگر چراغ بمیرد صبا چه غم دارد

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 169

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

کسی که شمع جمال تو در نظر دارد

ز آتش دل پروانه کی خبر دارد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 919

ز جرگهٔ سخنم خامشی به در دارد

فشار لب بهم آوردن این اثر دارد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 984

کسی که حُسن و خَطِ دوست در نظر دارد

محقَق است که او حاصل بصر دارد

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 116

که می تواند ازان چشم چشم بردارد؟

که ریشه از صف مژگان به هر جگر دارد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3725

غریق عشق چه اندیشه از خطر دارد؟

ز سر گذشته چه پروای دردسر دارد؟

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3726

چه وسعت است که این بحر پرگهر دارد

که هر حباب در او عالم دگر دارد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3727

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00