صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 919

غزل شمارهٔ 919

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ردارد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

کسی که شمع جمال تو در نظر دارد

ز آتش دل پروانه کی خبر دارد

2

ز مرهمش نشود سود دردمندی را

که زخم کاری تیغ تو بر جگر دارد

3

ز بیقراری زلفت قرار یافت دلم

به زیر سایه او زان سبب مقر دارد

4

فضیلتی که جمال تراست بر خورشید

فضیلتی ست که خورشید بر قمر دارد

5

چه طوطی است خط سبزت، ای پریچهره؟

که تکیه بر گل و منقار بر شکر دارد

6

ز سوز عشق توام آتشی ست در سینه

که اشک دیده چون ناردان شرر دارد

7

ز آتش دل آشفتگان حذر می کن

که دود خاطر خسرو بسی اثر دارد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

لبالب آر قدح کز گلو فرود آید

مگر که از دلم این آرزو فرود آید

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 918

اگلی نظم

کسی که بهر تو جان باختن هوس دارد

چه غم ز شحنه و اندیشه از عسس دارد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 920

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ز جرگهٔ سخنم خامشی به در دارد

فشار لب بهم آوردن این اثر دارد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 984

کسی که حُسن و خَطِ دوست در نظر دارد

محقَق است که او حاصل بصر دارد

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 116

کس این کند که دل از یار خویش بردارد؟

مگر کسی که دل از سنگ سخت‌تر دارد

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 168

که می تواند ازان چشم چشم بردارد؟

که ریشه از صف مژگان به هر جگر دارد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3725

غریق عشق چه اندیشه از خطر دارد؟

ز سر گذشته چه پروای دردسر دارد؟

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3726

چه وسعت است که این بحر پرگهر دارد

که هر حباب در او عالم دگر دارد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3727

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور