سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 167غزل شمارهٔ 167شاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ازاردصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر از جفای تو روزی دلم بیازاردکمند شوق کشانم به صلح باز آرد2نقل کریںز درد عشق تو دوشم امید صبح نبوداسیر عشق چه تاب شب دراز آرد؟3نقل کریںدلی عجب نبود گر بسوخت کآتش تیزچه جای موم که پولاد در گداز آرد4نقل کریںتویی که گر بخرامد درخت قامت توز رشک سرو روان را به اهتزاز آرد5نقل کریںدگر به روی خود از خلق در بخواهم بستمگر کسی ز توام مژدهای فراز آرد6نقل کریںاگر قبول کنی سر نهیم بر قدمتچو بتپرست که در پیش بت نماز آرد7نقل کریںیکی به سمع رضا گوش دل به سعدی دارکه سوز عشق سخنهای دلنواز آرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر که چیزی دوست دارد جان و دل بر وی گماردهر که محرابش تو باشی سر ز خلوت برنیاردسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 166اگلی نظمکس این کند که دل از یار خویش بردارد؟مگر کسی که دل از سنگ سختتر داردسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 168آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر که چیزی دوست دارد جان و دل بر وی گماردهر که محرابش تو باشی سر ز خلوت برنیاردسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 166
اگلی نظمکس این کند که دل از یار خویش بردارد؟مگر کسی که دل از سنگ سختتر داردسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 168