سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 166غزل شمارهٔ 166شاعر: سعدیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)قافیہ: اردصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر که چیزی دوست دارد جان و دل بر وی گماردهر که محرابش تو باشی سر ز خلوت برنیارد2نقل کریںروزی اندر خاکت افتم ور به بادم میرود سرکان که در پای تو میرد جان به شیرینی سپارد3نقل کریںمن نه آن صورتپرستم کز تمنای تو مستمهوش من دانی که بردهست؟ آن که صورت مینگارد4نقل کریںعمر گویندم که ضایع میکنی با خوبرویانوان که منظوری ندارد عمر ضایع میگذارد5نقل کریںهر که میورزد درختی در سرابستان معنیبیخش اندر دل نشاند تخمش اندر جان بکارد6نقل کریںعشق و مستوری نباشد پای گو در دامن آورکز گریبان ملامت سر برآوردن نیارد7نقل کریںگر من از عهدت بگردم ناجوانمردم نه مردمعاشق صادق نباشد کز ملامت سر بخارد8نقل کریںباغ میخواهم که روزی سرو بالایت ببیندتا گلت در پا بریزد و ارغوان بر سر ببارد9نقل کریںآن چه رفتارست و قامت وان چه گفتار و قیامتچند خواهی گفت سعدی طیبات آخر ندارد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکه میرود به شفاعت که دوست بازآردکه عیش خلوت بی او کدورتی داردسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 165اگلی نظمگر از جفای تو روزی دلم بیازاردکمند شوق کشانم به صلح باز آردسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 167آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمیافسر آریانازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمکه میرود به شفاعت که دوست بازآردکه عیش خلوت بی او کدورتی داردسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 165
اگلی نظمگر از جفای تو روزی دلم بیازاردکمند شوق کشانم به صلح باز آردسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 167