ای آنکه غلام خسرو شیرینی
با عشق بساز گر حریف دینی
پیوسته حریف عشق و گرمی میباش
تا عاشق گرم از تو برد عنینی
زمین
ای خواجه اگر با خرد و تمکینی
جز جَلق زدن کار دگر نگزینی
سعدیخبیثات و مجالس الهزلخبیثاتشمارهٔ 51
ای مایهٔ درمان نفسی ننشینی
تا صورت حال دردمندان بینی
سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 144
گر دشمن من به دوستی بگزینی
مسکین چه کند با تو به جز مسکینی؟
سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 145
امشب برو ای خواب اگر بنشینی
از آتش دل سزای سبلت بینی
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1682
فارسی متن کا ماخذ: گنجور