شاعر: سعدی
ای خواجه اگر با خرد و تمکینی
جز جَلق زدن کار دگر نگزینی
چه خوشتر ازین بود، که هنگام جَماع
تا خایه فرو بری، سرش را بینی
زمین
امشب برو ای خواب اگر بنشینی
از آتش دل سزای سبلت بینی
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1682
ای آنکه غلام خسرو شیرینی
با عشق بساز گر حریف دینی
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1699
ای مایهٔ درمان نفسی ننشینی
تا صورت حال دردمندان بینی
سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 144
گر دشمن من به دوستی بگزینی
مسکین چه کند با تو به جز مسکینی؟
سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 145
فارسی متن کا ماخذ: گنجور