هر لحظه مها پیشِ خودم میخوانی
احوال همیپرسی و خود میدانی
تو سروِ روانی و سخن، پیشِ تو باد
میگویم و سر به خیره میجنبانی
زمین
* تُنْگی میِ لَعْل خواهم و دیوانی
سَدِّ رَمَقی باید و نصف نانی
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)هرچه باداباد [100-74]رباعی 98
گر دست دهد ز مغز گندم، نانی
وز مِی دو منی ز گوسفندی، رانی
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 175
ای شمع ترا نگفتم از نادانی
از شهد جدا مشو که اندر مانی
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 408
ای آنکه مرا به جای عقل و جانی
با لذت علم و قوت و ایمانی
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 409
هم گوهر بحر لطف بیپایانی
هم گنج طلسم پردهٔ دوجْهانی
عطارمختارنامهباب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنهشمارهٔ 15
چون گشت لبت به یک شکر ارزانی
از لعلِ لبت شکر چه میافشانی
عطارمختارنامهباب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوقشمارهٔ 19
از پای در آمدم ز سرگردانی
وز دست شدم ز غایت حیرانی
عطارمختارنامهباب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگیشمارهٔ 29
امروز منم شیفتهای حیرانی
نه دین و نه دل نه کفر و نه ایمانی
عطارمختارنامهباب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگیشمارهٔ 33
گاهی به بر خویشتنم میخوانی
گاهی ز در خویشتنم میرانی
عطارمختارنامهباب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوقشمارهٔ 37
ای عشقِ تو کیمیای سرگردانی
وی کوی تو در بادیهٔ حیرانی
عطارمختارنامهباب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوقشمارهٔ 38
فارسی متن کا ماخذ: گنجور