Today the king in secret visited the madmen; a shout went up from the souls of the spiritual distracted ones.
Amid the cries that king recognized my voice, for my voice had become purified of animal breaths.
He signaled so royally that the madman leaped from his bonds; if I am mad, O king, you are the Solomon of the d¯ıvs.
O king, you share the secrets of the birds and the spells of the d¯ıvs; now if it is fitting you should recite a spell on this madman.
An elder approached the king saying, “Bind him in chains, for this madman is causing enough disturbance and disorder in the d¯ıv¯an.”
My king said, “This madman will accept no chain other than the chain of my tress; you do not know his character.
“He bursts thousands of bonds to fly to my hand; to us returning he becomes, for he is a royal falcon.”
زمین
مسلمانان، گرفتارم به دست نامسلمانی
ازین دیوانه بدمستی و بدخویی و نادانی
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1963
به دل دارم چو شمع از شعلههای آه سامانی
مرتب کردهام از مصرع برجسته دیوانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2761
به عزم بسملم تیغ که دارد میل عریانی
که در خونم قیامت میکند ناز گل افشانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2763
تبسم قابل چاکی نشد ناموس عریانی
خجل کرد آخر از روی جنونم بیگریبانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2764
تنش را پیرهن چونگل دمید افسون عریانی
قبای لالهگون افزود بر رنگش درخشانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2765
در آن محفل که الفت قابل زانوست پیشانی
گریبان دامنیها دارد و دامن گریبانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2766
ز پیراهن برون آ، بی شکوهی نیست عریانی
جنون کن تا حبابی را لباس بحر پوشانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2769
ز عریانی جنون ما نشد مغرور سامانی
توان دست از دو عالم برد اگر باشد گریبانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2771
شهیدان وفا را درس دیداری ست پنهانی
سواد حیرتی دارد بیاض چشم قربانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2772
قدح پیمای زخمم در هوای آب پیکانی
به طبع آرزویم، تر دماغی کرده توفانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2774