گر بگریزی چو آهوان بگریزی
ور بستیزی چون آهنان بستیزی
زان شاخ گلی که ما درآویختهایم
ای مرغک زیرک به دو پا آویزی
زمین
آن خوش باشد که صاحب تمییزی
بیآنکه بگویند و بگوید چیزی
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1655
از عشق تو هر طرف یکی شبخیزی
شب کشته ز زلفین تو عنبر بیزی
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1675
ای یار گرفتهٔ شراب آمیزی
برخیزد رستخیز چون برخیزی
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1764
عشق آن نبود که هر زمان برخیزی
وز زیر دو پای خویش گردانگیزی
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1904
فارسی متن کا ماخذ: گنجور