بعضی به صفات حیدر کرارند
بعضی دیگر ز زخم تو بیمارند
عشقت گوید درست خواهم در راه
گویی تو که نی شکستگان بسیارند
زمین
وقتی دل دوستان به جنگ آزارند
چندانکه نه جای آشتی بگذارند
سعدیمواعظمفرداتشمارهٔ 18
تو خفته وعاشقان او بیدارند
تو غافل و ایشان همه در اسرارند
عطارمختارنامهباب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودنشمارهٔ 38
پیران خرابات غمت بسیارند
چون چشم تو هم خفته و هم بیدارند
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 594
هر جا به جهان تخم وفا برکارند
آن تخم ز خرمنگه ما میآ رند
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 839
فارسی متن کا ماخذ: گنجور