رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1973رباعی شمارهٔ 1973شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: یدیہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںنومید نیم گرچه ز من ببریدییا بر سر من یار دگر بگزیدی2نقل کریںتا جان دارم غم تو خواهم خوردنبسیار امیدهاست در نومیدی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنقّاش رُخَت اگر نه یزدان بودیاستاد تو در نقش تو حیران بودیرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1972اگلی نظمنی گفت که پای من به گل بود بسیناگاه بریدند سرم در هوسیرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1974زمینہم وزن و قافیہ نظمیںگر صبح شبی واقعهٔ من دیدیدر پرده شدی پردهٔ من نَدْریدیعطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 39شمشیر اگر گردن جان ببریدیبل احیاء بربهم که شنیدیرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1898گر هیچ نشانه نیست اندر وادیبسیار امیدهاست در نومیدیرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1931ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنقّاش رُخَت اگر نه یزدان بودیاستاد تو در نقش تو حیران بودیرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1972
اگلی نظمنی گفت که پای من به گل بود بسیناگاه بریدند سرم در هوسیرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1974
گر صبح شبی واقعهٔ من دیدیدر پرده شدی پردهٔ من نَدْریدیعطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 39