عطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 39شمارهٔ 39شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: یدیہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر صبح شبی واقعهٔ من دیدیدر پرده شدی پردهٔ من نَدْریدی2نقل کریںور دم نزدی یک سخنم نشنیدیتا حشر دمش فرو شدی نَدْمیدی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمجانم به مرادِ دل رسیدست امشببر سیم بری سری کشیدست امشبعطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 38اگلی نظمآن شب که بود وصال جان افروزممن جملهٔ شب حیلهگری آموزمعطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 40زمینہم وزن و قافیہ نظمیںشمشیر اگر گردن جان ببریدیبل احیاء بربهم که شنیدیرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1898گر هیچ نشانه نیست اندر وادیبسیار امیدهاست در نومیدیرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1931نومید نیم گرچه ز من ببریدییا بر سر من یار دگر بگزیدیرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1973ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمجانم به مرادِ دل رسیدست امشببر سیم بری سری کشیدست امشبعطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 38
اگلی نظمآن شب که بود وصال جان افروزممن جملهٔ شب حیلهگری آموزمعطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 40