O spiritual form, why are you fleeing from us? You are after all of the house, you know the state of this servant.
By the right of my hot tears, by the right of my pale cheeks, by the bond that I have with you beyond this human phase—
Though the whole world were laughing, without you it were a prison; enough this, show compassion to this deprived prisoner.
Though I am with all my very dear ones, when you are afar I am sore distraught—O God, may such distraction not be the lot of anyone.
What shall I tie to that fleeing foot of yours so that you may not flee? You resemble an unfaithful soul; you are fleeing like our Beloved.
Though you gallop up out of the nine spheres and set fire to the seven seas, I will rend to pieces spheres and seas with love and patience and strength.
Even if like the sun you surmount the fourth heaven, I will still come secretly to your stirrup like a shadow.
زمین
مسلمانان، گرفتارم به دست نامسلمانی
ازین دیوانه بدمستی و بدخویی و نادانی
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1963
به دل دارم چو شمع از شعلههای آه سامانی
مرتب کردهام از مصرع برجسته دیوانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2761
به عزم بسملم تیغ که دارد میل عریانی
که در خونم قیامت میکند ناز گل افشانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2763
تبسم قابل چاکی نشد ناموس عریانی
خجل کرد آخر از روی جنونم بیگریبانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2764
تنش را پیرهن چونگل دمید افسون عریانی
قبای لالهگون افزود بر رنگش درخشانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2765
در آن محفل که الفت قابل زانوست پیشانی
گریبان دامنیها دارد و دامن گریبانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2766
ز پیراهن برون آ، بی شکوهی نیست عریانی
جنون کن تا حبابی را لباس بحر پوشانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2769
ز عریانی جنون ما نشد مغرور سامانی
توان دست از دو عالم برد اگر باشد گریبانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2771
شهیدان وفا را درس دیداری ست پنهانی
سواد حیرتی دارد بیاض چشم قربانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2772
قدح پیمای زخمم در هوای آب پیکانی
به طبع آرزویم، تر دماغی کرده توفانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2774