صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1158

غزل شمارهٔ 1158

شاعر: رومی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: ار

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 27

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
1

Who has compassion on a friend? A friend likewise. Who hears the sigh of the sick? The sick.

2

Where are the tears of sympathetic spring, that they may fill the thorn’s skirt with roses?

3

Mention often the demolisher of joy; give ear to pitiless autumn.

4

The cave becomes paradise, when he is in it: the second of two, when the two were in the Cave.

5

Heaven splits in two at the sigh of a lover; the lamentation of lovers is not to be despised.

6

Heaven revolves for the sake of lovers; on account of love the sky spins around,

7

Not for the sake of baker and smith, not for the sake of carpenter and druggist.

8

The skies rotate about love; rise, that we may also circle around.

9

Consider who said, “But for thee I would not have created”; Ah.mad the Chosen is the mine of love.

10

For a while let us circle about loverhood; how long shall we circle about this carrion?

11

Where is the eye to behold the spirits, putting their heads out from door and wall?

12

Door and wall tell subtleties, fire and earth and water rehearse a tale;

13

Like the balance, the yardstick and the touchstone they are without tongue, yet arbiters of the market.

14

Lover, circle about like the sky, silent from speaking, and altogether speech.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گر تو خواهی وطن پر از دلدار

خانه را رو تهی کن از اغیار

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1157

اگلی نظم

عشق جانست عشق تو جان‌تر

لطف درمان و از تو درمان‌تر

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1159

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چیست هستی به آن‌همه آزار؟

گل چشمی و ناز صد مژه خار

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1666

خاک ما نامه‌ها به جانب یار

می‌نویسد ولی به خط غبار

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1667

در هوس‌گاه عالم بیکار

اگرت ناخنیست، سر می‌خار

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1668

خواجه عبدالخالق غجدوانی را - قدس سره - روزی درویشی پیش او گفت: اگر خدای تعالی مرا مخیر گرداند میان بهشت و دوزخ من دوزخ را انتخاب کنم زیراکه بهشت مراد نفس است و دوزخ مراد خدای تعالی خواجه او را رد کردند و فرمودند که بنده را به اختیار چه کار؟ هر جا گوید رو رویم و هرجا گوید باش باشیم.

کار بی اختیار خواجه مکن

جامی»بهارستان»روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه)»بخش 33

از عبدالله بن جعفر - رضی الله عنه - آورده اند که روزی عزیمت سفری کرده بود، در نخلستان قومی فرود آمد که غلامی سیاه نگاهبان آن بود، دید که سه قرص نان به جهت قوت وی آوردند سگی آنجا حاضر شد.

آن غلام یک قرص را پیش وی انداخت، بخورد پس دیگری را بینداخت، آن را هم بخورد و پس دیگری را بینداخت، آن را هم بخورد عبدالله رضی الله عنه از وی پرسید که هر روز قوت تو چیست؟ گفت: آنچه دیدی.

جامی»بهارستان»روضهٔ چهارم (در ذکر بخشندگان)»بخش 6

چیست آن شاهد سفید عذار

رو برهنه روان به هر بازار

جامی»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 15

عقد دینارها که از کف جود

کرد شاه جهان پناه نثار

جامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 27

شمت برقا یلوح للاسرار

کاد یمحو بریقه الانوار

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 244

بر رُخَش زلف عاشق است چو من

لاجرم همچو منش نیست قرار

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 54 - بر رخش «زلف» عاشق است چو من

دور ماند از سرای خویش و تبار

نسری ساخت بر سر کهسار

رودکی»مثنوی‌ها»ابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیف»پاره 8

مزید تلاش کریں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00