زمین
ای جان چو سخن گویم، مستانه و رندانه
سرمستم و لایعقل، زان نرگس مستانه
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1703
فرقی ننهد عاشق در کعبه و بتخانه
این جلوت جانانه آن خلوت جانانه
علامہ اقبالپیام مشرقمی باقیغزل شمارهٔ 24
من، بیخود و تو، بیخود؛ ما را کِه بَرَد خانِه؟
من، چند، تو را گفتم: «کم خور دو سه پیمانه!»؟
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2309
آن یار غریب من آمد به سوی خانه
امروز تماشا کن اشکال غریبانه
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2319
بیبرگی بستان بین کآمد دی دیوانه
خوبان چمن رفتند از باغ سوی خانه
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2320