صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3184

غزل شمارهٔ 3184

شاعر: رومی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قافیہ: ایی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 24

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
11

کسی کو را بود خلق خدایی

ازو یابند جانهای بقایی

22

به روزی پنج نوبت بر در او

همی کوبند کوس کبریایی

33

اگر افتد بدین سو بانگ آن کوس

بیابند جملگان از خود رهایی

44

زمین خود کی تواند بند کردن

هر آنکس را که روحش شد سمایی؟!

55

عنایت چون ز یزدان برتو باشد

چه غم گر تو به طاعت کمتر آیی؟!

66

در آن منزل چه طاعت پای دارد؟!

که جان بخشت کند از دلربایی

77

به جای راستی و صدق گیرند

خیانتها که کردی یا دغایی

88

اگر تو از دل و جان دوستداری

کسی کو گوهرش نبود بهایی

99

خداوند خداوندان اسرار

همایان را همی بخشد همایی

1010

ترا گردید رویش رزق باشد

به صد لابه بهشت اندر نیایی

1111

قرار جان شمس‌الدین تبریز

که جانم را مباد از وی جدایی

1212

جدایی تن مرا خود بند کردست

هم از وی چشم می‌دارم رهایی

1313

که دست جان او چندان درازست

که عقل کل کند یاوه کیایی

1414

هزاران شکر ایزد را که جانم

به عشق چشم او دارد روایی

1515

فحمدا ثم حمدا ثم حمدا

بما اروانی خلاق السماء

1616

من‌النور الممدد کل نور

من‌الکنز المکنز فی الخفاء

1717

وآتاهم من‌الاسرار فضلا

و نجاهم بها کل البلاء

1818

و احیاهم بروح عاشقی

طلیق من هجومات الوباء

1919

طلب منی بشیرالوصل یوما

قباء الروح انزعت قبایی

2020

لقیت من فضایلهم مرادا

و اوصافا تجلت بالبهاء

2121

وجاد الصدر شمس‌الدین یوما

حیوتیا دوامیا جزایی

2222

رایت البخت یسجدنی اذاما

تکرم سیدی بالالبهاء

2323

وآتانی علامته بعشق

دوام سرمدی فی بقایی

2424

علمت بابتداء حال عشقی

تمامة دولة فی الانتهاء

2525

فلا اخلالة ظلا علینا

فذاک جمیع طمعی وارنجایی

2626

فحاشا بل عنایته بحور

غریق منه بغیی وابتغائی

2727

معانی روحنا ماء زلال

و بالا لفاظ ما زج بالدماء

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای جان، چندان خوبی، نوباوهٔ یعقوبی

خرخاشی، آشوبی، جانها را مطلوبی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3183

اگلی نظم

عزیزی و کریم و لطف داری

ولیکن دور شو، چون هوشیاری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3185

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مرا دل با یکی مانده ست جایی

که ناید روزی از کویش صبایی

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1930

ز بس کز آشنایان زخم خوردم

زند گر حلقه گردم اژدهایی

جامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 4

پدید آمد رسوم بی وفایی

نماند از کس نشان آشنایی

حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 35

تو با این لطف طبع و دل‌ربایی

چنین سنگین‌دل و سرکش چرایی؟

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 502

گرم راحت رسانی ور گزایی

محبت بر محبت می‌فزایی

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 507

خداوندان نعمت را کرم هست

ولیکن صبر به بر بینوایی

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 194

طبیبی را حکایت کرد پیری

که می‌گردد سرم چون آسیایی

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 195

مکن ای بی وفا ناآشنایی

در آتش سوخت گل از بی وفایی

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6971

دلی دارم، چه دل؟ محنت سرایی

که در وی خوشدلی را نیست جایی

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 293

سحرگه بر در راحت سرایی

گذر کردم شنیدم مرحبایی

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 297

مزید تلاش کریں
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور