رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 701رباعی شمارهٔ 701شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: بودہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدوش آن بت من همچو مه گردون بودنی نی که به حسن از آفتاب افزون بود2نقل کریںاز دایرهٔ خیال ما بیرون بوددانم که نکو بود ندانم چه بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدل هرچه در آشکار و پنهان گویدزانموی چو مشک عنبرافشان گویدرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 700اگلی نظمدوش از قمر تو آسمان مینوشیدوز آب حیات تو جهان مینوشیدرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 702زمینہم وزن و قافیہ نظمیںهر صورت دلکش که تو را روی نمودخواهد فلکش زود ز چشم تو ربودجامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 36چون در ره این کار مرا دید فزودآمد غم کار و دیدهٔ دید ربودعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 36ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدل هرچه در آشکار و پنهان گویدزانموی چو مشک عنبرافشان گویدرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 700
چون در ره این کار مرا دید فزودآمد غم کار و دیدهٔ دید ربودعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 36