عطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 36شمارهٔ 36شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: بودہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچون در ره این کار مرا دید فزودآمد غم کار و دیدهٔ دید ربود2نقل کریںچشم دل دوربین درین بحر محیطچندان که فرو دید، فرا دید نبود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر عشق مرا چون عدم محض فزوداز هستی خویشم عدم محض ربودعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 35اگلی نظماز بس که در آثار نمیبینم منجز پردهٔ پندار، نمیبینم منعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 37زمینہم وزن و قافیہ نظمیںهر صورت دلکش که تو را روی نمودخواهد فلکش زود ز چشم تو ربودجامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 36دوش آن بت من همچو مه گردون بودنی نی که به حسن از آفتاب افزون بودرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 701ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر عشق مرا چون عدم محض فزوداز هستی خویشم عدم محض ربودعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 35
اگلی نظماز بس که در آثار نمیبینم منجز پردهٔ پندار، نمیبینم منعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 37
دوش آن بت من همچو مه گردون بودنی نی که به حسن از آفتاب افزون بودرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 701