جامی»دیوان اشعار»فاتحة الشباب»رباعیات»شمارهٔ 36شمارهٔ 36شاعر: جامیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: بودہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر صورت دلکش که تو را روی نمودخواهد فلکش زود ز چشم تو ربود2نقل کریںرو دل به کسی ده که در اطوار وجودبودهست همیشه با تو و خواهد بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن شاهد غیبی ز نهانخانه بودزد جلوه کنان خیمه به صحرای نمودجامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 35اگلی نظمزان جنبش و کوشش که دل خسته نمودچون در ره جست و جوی کاری نگشودجامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 37زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدوش آن بت من همچو مه گردون بودنی نی که به حسن از آفتاب افزون بودرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 701چون در ره این کار مرا دید فزودآمد غم کار و دیدهٔ دید ربودعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 36ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآن شاهد غیبی ز نهانخانه بودزد جلوه کنان خیمه به صحرای نمودجامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 35
اگلی نظمزان جنبش و کوشش که دل خسته نمودچون در ره جست و جوی کاری نگشودجامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 37
دوش آن بت من همچو مه گردون بودنی نی که به حسن از آفتاب افزون بودرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 701
چون در ره این کار مرا دید فزودآمد غم کار و دیدهٔ دید ربودعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 36