صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2941

غزل شمارهٔ 2941

شاعر: رومی

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

قافیہ: انی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 15

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

ای گوهر خدایی آیینه معانی

هر دم ز تاب رویت بر عرش ارمغانی

2

عرش از خدای پرسد کاین تاب کیست بر من

فرمایدش ز غیرت کاین تاب را ندانی

3

از غیرت الهی در عرش حیرت افتد

زیرا ز غیرت آمد پیغام لن ترانی

4

زان تاب اگر شعاعی بر آسمان رسیدی

از آسمان نمودی صد ماه آسمانی

5

اندر جمال هر مه لطف ازل نمودی

هر عاشقی بدیدی مقصودهای جانی

6

در راه رهروان را رنج و طلب نبودی

خوف فنا نبودی اندر جهان فانی

7

یک بار دردمیدی تا جان گرفت قالب

دردم تو بار دیگر تا جان شود عیانی

8

از یک شعاع رویت چون لامکان مکان شد

هم برق تو رساند او را به لامکانی

9

انگشتری لعلت بر نقد عرضه فرما

تا نعره‌ها برآید از لعل‌های کانی

10

یک جام مان بدادی تا رخت‌ها گرو شد

جامی دگر از آن می هم چاره کن تو دانی

11

جانی رسید ما را از شمس حق تبریز

کان جان همی‌نماید در غیب دلستانی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چون زخمه رجا را بر تار می‌کشانی

کاهل روان ره را در کار می‌کشانی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2940

اگلی نظم

اندر مصاف ما را در پیش رو سپر نی

و اندر سماع ما را از نای و دف خبر نی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2942

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای رفته در غریبی، باز آکه عمر و جانی

یا خود چو عمر رفته باز آمدن ندانی؟

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1869

ما را در آرزویت بگذشت زندگانی

باقیست تا دو سه دم، دریاب گر توانی

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1900

افتاده‌ام به راهت چون اشک بی‌روانی

مکتوب انتظارم شاید مرا بخوانی

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2760

عمریست همچو مژگان از درد ناتوانی

دامن فشاندن من دارد جگر فشانی

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2773

بهر خدنگ آه از بیداد دلستانی

باشد به پهلوی دل هر استخوان کمانی

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 464

خوش آنکه وارهاند ما را ز ما زمانی

روشن ضمیر پیری یا خوبرو جوانی

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 963

ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی

دودم به سر برآمد زین آتش نهانی

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 613

ای جان جان جانم تو جان جان جانی

بیرون ز جان جان چیست آنی و بیش از آنی

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 796

ای در میان جانم وز جان من نهانی

از جان نهان چرایی چون در میان جانی

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 799

ای یک کرشمه تو غارتگر جهانی

دشنام تو خریده ارزان خران به جانی

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 802

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور