دل یاد تو آرد برود هوش ز هوش
می بیلب نوشین تو کی گردد نوش
دیدار ترا چشم همی دارد چشم
آواز ترا گوش همی دارد گوش
زمین
در کارگهِ کوزهگری بودم دوش
دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)ذرات گردنده [73-57]رباعی 73
در کارگه کوزهگری رفتم دوش
دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 117
در کارگهِ کوزهگری رفتم دوش
دیدم دو هزار کوزه، گویا و خموش
خیامرباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلیرباعیات اصیلشمارهٔ 12
گویند مرا صوابرایان به هوش
چون دست نمیرسد به خرسندی کوش
سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 89
سودی نکند فراخنای بر و دوش
گر آدمیی عقل و هنرپرور و هوش
سعدیمواعظرباعیاترباعی شمارهٔ 37
می بر کف گیر و هر دو عالم بفروش
بیهوده مدار هر دو عالم به خروش
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 226
چون برفکنند از همه چیزی سرپوش
چون دیگ درآید همه عالم در جوش
عطارمختارنامهباب هفدهم: در بیان خاصیت خموشی گزیدنشمارهٔ 17
تا چند زنی منادی، ای سر که فروش!
بیزحمت لب شراب تحقیق بنوش
عطارمختارنامهباب هفدهم: در بیان خاصیت خموشی گزیدنشمارهٔ 23
گر خواهی تو که وقت خود داری گوش
دم در کشی و به خویش بازآری هوش
عطارمختارنامهباب هفدهم: در بیان خاصیت خموشی گزیدنشمارهٔ 24
پیمانهٔ خاک گشت آن چشمهٔ نوش
وان چشمهٔ خورشید باستاد زجوش
عطارمختارنامهباب بیست و پنجم: در مراثی رفتگانشمارهٔ 4
فارسی متن کا ماخذ: گنجور