At dawn I said to that moon, “O I body and you soul, I am in this state that you see, and weep for what you know.
“You are beyond infidelity and faith, and drive a fast mount; what a fearless king you are! Do precisely as you are.
“Just once return and pass our way, gaze on the thicket of the souls—behold the trees wet with blood, like branches of coral.”
You have heard how a raw one gets a reputation among men, not fearing that self-will may stamp its brand on his forehead.
Do not disapprove of the pure ones; be afraid of the blow of the fearless ones—for the patience of the soul of the suffering ones will annihilate you utterly.
You who are selfed, do not wrestle with the unselfed; you enemy of the darvishes, do not mix in fight with them with a stratagem of which you are incapable;
For Shams al-D¯ın-i Tabr¯ız¯ı, with life-bestowing and bloodspilling, kindles the fire to a fierceness by Divine powers.
زمین
مسلمانان، گرفتارم به دست نامسلمانی
ازین دیوانه بدمستی و بدخویی و نادانی
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1963
به دل دارم چو شمع از شعلههای آه سامانی
مرتب کردهام از مصرع برجسته دیوانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2761
به عزم بسملم تیغ که دارد میل عریانی
که در خونم قیامت میکند ناز گل افشانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2763
تبسم قابل چاکی نشد ناموس عریانی
خجل کرد آخر از روی جنونم بیگریبانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2764
تنش را پیرهن چونگل دمید افسون عریانی
قبای لالهگون افزود بر رنگش درخشانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2765
در آن محفل که الفت قابل زانوست پیشانی
گریبان دامنیها دارد و دامن گریبانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2766
ز پیراهن برون آ، بی شکوهی نیست عریانی
جنون کن تا حبابی را لباس بحر پوشانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2769
ز عریانی جنون ما نشد مغرور سامانی
توان دست از دو عالم برد اگر باشد گریبانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2771
شهیدان وفا را درس دیداری ست پنهانی
سواد حیرتی دارد بیاض چشم قربانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2772
قدح پیمای زخمم در هوای آب پیکانی
به طبع آرزویم، تر دماغی کرده توفانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2774