ای آنکه تو خون عاشقان آشامی
فریاد ز عاشقی و بیآرامی
ای دوست منم اسیر دشمن کامی
آخر به تو باز گردد این بدنامی
زمین
نارفته به شاهراهِ وصلت گامی
نایافته از حُسنِ جمالت کامی
رودکیرباعیاترباعی شمارهٔ 38
نه سوختگی شناسم و نه خامی
در مذهب من چه کام و چه ناکامی
عطارمختارنامهباب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفریدشمارهٔ 61
صبحست و همای فیض و گیتی دامی
صبحست و هوای شوق و گردون بامی
غالب دهلویدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 106
آن میوه توی که نادرِ ایامی
بتوان خوردن هزار من در خامی
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1662
ای ساقی جان که سرده ایامی
آرام دل خستهٔ بیآرامی
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1741
فارسی متن کا ماخذ: گنجور