نه سوختگی شناسم و نه خامی
در مذهب من چه کام و چه ناکامی
گویی که به صد کسم نگه میدارند
ورنه بپریدمی ز بیآرامی
زمین
نارفته به شاهراهِ وصلت گامی
نایافته از حُسنِ جمالت کامی
رودکیرباعیاترباعی شمارهٔ 38
آن میوه توی که نادرِ ایامی
بتوان خوردن هزار من در خامی
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1662
ای آنکه تو خون عاشقان آشامی
فریاد ز عاشقی و بیآرامی
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1692
ای ساقی جان که سرده ایامی
آرام دل خستهٔ بیآرامی
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1741
صبحست و همای فیض و گیتی دامی
صبحست و هوای شوق و گردون بامی
غالب دهلویدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 106
فارسی متن کا ماخذ: گنجور