زمین
منعم از خواب عدم تیره روان برخیزد
هر که شب سیر خورد صبح گران برخیزد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3405
تا کیم دود شکایت ز بیان برخیزد
بزن آتش که شنیدن ز میان برخیزد
غالب دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 141
بر سر کوی تو عقل از سر جان برخیزد
خوشتر از جان چه بود؟ از سر آن برخیزد
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 803