رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 780غزل شمارهٔ 780شاعر: رومیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ودنکردصنف: غزلصداکاران: عندلیب و دیگرآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبر سر آتش تو سوختم و دود نکردآب بر آتش تو ریختم و سود نکرد2نقل کریںآزمودم دل خود را به هزاران شیوههیچ چیزش به جز از وصل تو خشنود نکرد3نقل کریںآنچ از عشق کشید این دل من که نکشیدو آنچ در آتش کرد این دل من عود نکرد4نقل کریںگفتم این بنده نه در عشق گرو کرد دلیگفت دلبر که بلی کرد ولی زود نکرد5نقل کریںآه دیدی که چه کردست مرا آن تقصیرآنچ پشه به دماغ و سر نمرود نکرد6نقل کریںگرچه آن لعل لبت عیسی رنجورانستدل رنجور مرا چاره بهبود نکرد7نقل کریںجانم از غمزه تیرافکن تو خسته نشدزانک جز زلف خوشت را زره و خود نکرد8نقل کریںنمک و حسن جمال تو که رشک چمن استدر جهان جز جگر بنده نمکسود نکرد9نقل کریںهین خمش باش که گنجیست غم یار ولیکوصف آن گنج جز این روی زراندود نکرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهمه خفتند و من دلشده را خواب نبردهمه شب دیده من بر فلک استاره شمردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 779اگلی نظمدر دلم چون غمت ای سرو روان برخیزدهمچو سرو این تن من بیدل و جان برخیزدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 781آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبمحسن لیلهکوهیمحمدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهمه خفتند و من دلشده را خواب نبردهمه شب دیده من بر فلک استاره شمردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 779
اگلی نظمدر دلم چون غمت ای سرو روان برخیزدهمچو سرو این تن من بیدل و جان برخیزدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 781