در دوزخم ار زلف تو در چنگ آید
از حال بهشتیان مرا ننگ آید
گوئیکه به صحرای بهشتم ببرند
صحرای بهشت بر دلم تنگ آید
زمین
گفتم که اگر دلِ تو یک رنگ آید
در بر کشیم گرچه ترا ننگ آید
عطارمختارنامهباب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوقشمارهٔ 19
جائی که چنان خطّ سیه رنگ آید
شک نیست که پای حسن در سنگ آید
عطارمختارنامهباب سی و نهم: در صفتِ میان و قدِ معشوقشمارهٔ 7
گر صبر کنم دل از غمت تنگ آید
ور فاش کنم حسود در چنگ آید
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 785
فارسی متن کا ماخذ: گنجور