گر صبر کنم دل از غمت تنگ آید
ور فاش کنم حسود در چنگ آید
پرهیز کنم که شیشه بر سنگ آید
گوئی که ز عشق ما ترا ننگ آید
زمین
گفتم که اگر دلِ تو یک رنگ آید
در بر کشیم گرچه ترا ننگ آید
عطارمختارنامهباب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوقشمارهٔ 19
جائی که چنان خطّ سیه رنگ آید
شک نیست که پای حسن در سنگ آید
عطارمختارنامهباب سی و نهم: در صفتِ میان و قدِ معشوقشمارهٔ 7
در دوزخم ار زلف تو در چنگ آید
از حال بهشتیان مرا ننگ آید
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 663
فارسی متن کا ماخذ: گنجور