ای باد سحر به کوی آن سلسله موی
احوال دلم بگوی اگر یابی روی
ور زانکه ترا ز دل نباشد دلجوی
زنهار مرا ندیدهای هیچ مگوی
زمین
* جُز راهِ قَلَندرانِ میخانه مپوی
جز باده و جز سَماع و جز یار مجوی
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)هرچه باداباد [100-74]رباعی 96
بر گیر پیاله و سبو ای دلجوی
فارغ بنشین به کشتزار و لب جوی
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 166
بردار پیاله و سبویْ ای دلجوی
فارغ بنشین تو بر لبِ سبزه و جوی
خیامرباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلیرباعیات اصیلشمارهٔ 20
چون در امضای کاری متردد باشی آن طرف اختیار کن که بی آزارتر بر آید.
با مردم سهل خوی دشخوار مگوی
سعدیگلستانباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 14
جز راه قلندر و خرابات مپوی
جز باده و جز سماع و جز یار مجوی
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 414
ای کرده غمت با دل من روی به روی
زلف تو کند حال دلم موی به موی
عراقیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 161
فارسی متن کا ماخذ: گنجور