* جُز راهِ قَلَندرانِ میخانه مپوی
جز باده و جز سَماع و جز یار مجوی
بر کَفْ قَدَحِ باده و بر دوشْ سبو
مِی نوش کن ای نگار و بیهوده مگوی
زمین
ای باد سحر به کوی آن سلسله موی
احوال دلم بگوی اگر یابی روی
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1705
چون در امضای کاری متردد باشی آن طرف اختیار کن که بی آزارتر بر آید.
با مردم سهل خوی دشخوار مگوی
سعدیگلستانباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 14
جز راه قلندر و خرابات مپوی
جز باده و جز سماع و جز یار مجوی
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 414
ای کرده غمت با دل من روی به روی
زلف تو کند حال دلم موی به موی
عراقیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 161
بر گیر پیاله و سبو ای دلجوی
فارغ بنشین به کشتزار و لب جوی
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 166
بردار پیاله و سبویْ ای دلجوی
فارغ بنشین تو بر لبِ سبزه و جوی
خیامرباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلیرباعیات اصیلشمارهٔ 20
فارسی متن کا ماخذ: گنجور